تبليغاتX
یا لثارات الحسین (ع) - ولايت، مهم‌ترين مبناي انديشه مهدويت
چكيده
سخن گفتن از مهدويت، بدون توجه به جايگاه و تاريخ امامت، ناتمام است و سخن گفتن از امام و امامت، بدون توجه به مهم‌ترين شاخصة آن «ولايت» ناتمام است؛ بنابر اين، بازخواني مباني انديشة مهدويت، بايد از امام‌شناسي و ولايت‌شناسي آغاز شود.
نوشتار حاضر، طي هفت فصل به تقرير اين مهم پرداخته است؛ معرفي امام و جايگاه آن، واژه و اصطلاح‌شناسي ولايت، ماهيت ولايت، ولايت تكويني وتشريعي، و مصاديق ولي، بيان شده و سپس به نقد و بررسي ديد گاه‌هاي افراطي وتفريطي دربارة امام‌باوري پرداخته و خاطر نشان شده است اعتقاد به ولايت امامان، با عقيدة به تفويض و غلوّ فاصلة بسياري دارد.
در ادامه، مبنا و اساس تصرفات تكويني وليّ خدا با استفاده از قواعد هستي‌شناسي فلسفي تبيين شده و سپس اثبات ولايت از منظر متون ديني (قرآن و روايات) و در خاتمه مهم‌ترين ويژگي‌هاي ولايت بيان شده است.
كليد واژه‌ها: امام، امامت، وليّ، ولايت، ولايت تكويني و تشريعي، مهدي و مهدويّت.

پيش درآمد
سخن از مهدويت، بدون توجه به جايگاه و تاريخ امامت، ناتمام است و همين طور سخن از امامت بدون توجه به مهم‌ترين شاخصة امام (ولايت) ناتمام است؛ بنابراين، بازخواني مباني انديشة مهدويت بايد از امام‌شناسي و ولايت‌شناسي آغاز شود.
نگاه رسمي اهل سنت به ويژه سلفيه، اهل حديث و اشاعره به امام وامامت يك نگاه زميني است. از ديد آنان، امامت، يك مقام و منصب اعتباري است كه تمام شؤون و فلسفة آن در رهبري ظاهري حكومت سياسي خلاصه مي‌شود. معتزله، ديگر فرقة كلامي جهان اهل سنت با اين كه با گروه‌هاي پيشين درمباحث كلامي تفاوت‌هاي جوهري دارد، در بحث امامت و شؤون آن، همان ديد گاه سنتي ديگر فرقه‌هاي اهل سنت را برگزيده‌است. معتزلي‌ها كه با ديد گاه باز عقلي به تبيين صفات وآموزه‌هاي اسلام پرداخته‌اند، درساية پذيرش حسن و قبح عقلي انسان را موجود مختار و انجام لطف را بر خداوند واجب مي‌دانند؛ ولي با يك تغيير جهت ناگهاني نصب امام را از جانب خداوند لطف نمي‌دانند. مي‌توان گفت اين تغيير جهت، مهم‌ترين عامل جدايي عقيدتي معتزله از مشرب اماميه است.
در منابع كلامي شيعه كه مقارن با منابع كلامي اهل سنت نگارش يافته است، به بُعد دنيايي و حكومتي امام بسيار توجه شده است. هرچند ديگر ابعاد وجودي امام طرح شده است، اين توجه، كامل و مشروح نيست. از نظرقرآن، پيامبر ونمايندة خدا، داراي شئوون و وظايفي است؛ مانند مقام خليفة اللهي در زمين[1]، مقام امامت و پيشوايي بشريت،[2] دريافت وحي و شريعت[3]؛ مقام ابلاغ آن به بشر[4]، مقام تبيين وتفسير معصومانة وحي[5]، بيان احكام موضوعات و پاسخ به پرسش‌هاي امت[6]، (مرجعيت ديني) و شأن ولايت و تصرف كه در قالب الگوي مردمان[7]، سرپرستي و حكومت[8]، تزكيه و تعليم و ارشاد مردمان[9] و تصرف در امور[10] ظهور و بروز مي‌يابد.
در پرتو خاتميت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم دو شأن و وظيفه ـ دريافت و ابلاغ وحي ـ به اتمام رسيده است؛ يعني ديگر حجت و خليفة الهي در قالب نبي و رسول نخواهد آمد؛ بلكه پيشوا و حجت الهي با ديگر مقامات خليفة‌اللهي، رهبري بشر را در جهان هستي عهده‌دار مي‌شود؛ چون:
اولاً . انسان‌هاي امروز، از انسان‌هاي عصر انبيا امتياز ويژه‌اي ندارند، تا اين امتياز جانشين اين موهبت الهي باشد و عناصرعقل و فطرت و اميال حيواني در همه يكسان بوده و هست.
 ثانياً. شيطان و ابليس بيروني و ظاهري، مانند شيطان دروني (نفس اماره) همچنان حضور دارد و به اغواي مردمان مي‌پردازد.
ثالثاً. سنت ابتلا و آزمايش الهي استمرار دارد و شامل انسان‌هاي عصر پس از انبيا هم مي‌شود؛ پس برابر آنان، حجت ظاهري الهي لازم است.
رابعاً. قرآن از پايان سلسلة خلفا و پيشوايان و امامان الهي سخن نمي‌گويد؛ بلكه از استمرار آن، ميان صالحان خبر مي‌دهد.[11]
جامع اين اوصاف و وظايف «ولايت» است ـ چنان‌كه از آيات مذكور به دست مي‌آيد و در ادامه بيشتر روشن مي‌شود ـ كه حد مشترك ميان همة اولياي الهي است، خواه پيامبر باشند يا صرفاً امام باشند؛ از همين روي بحث ولايت در اين نوشتار شامل ولايت انبيا و امامان عليهم السلام است كه در عصر حاضر، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف وارث اين مقام و ولي دوران است.
اين نوشتار، طي هفت فصل به سامان مي‌رسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مهر1387ساعت 7:55  توسط Pourdill  |