تبليغاتX
یا لثارات الحسین (ع)

غيبت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم به معني پوشيده بودن او از ديدگان مردم  و هم به معني ديدن امام ولي نشناختن او در روايات بيان شده است.[1] امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از آغاز زندگي، پنهاني مي‌زيست؛ و پدر بزرگوارش او را فقط به عدهاي از ياران خاص نشان داد. با شهادت امام يازدهم عليه السلام، امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و دوره غيبت صغري به مدت 69 سال شروع شد. ويژگي اين دوره ارتباط امام با پيروانش به واسطه چهار نايب خاص بود  عليه السلامكه با نام معرفي شده بودند). از سال 329 ه‍.ق اين ارتباط قطع شد، و دوره غيبت كبري  عليه السلامبلند مدت) حضرت آغاز شد و تاكنون ادامه دارد.غيبت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم به معني پوشيده بودن او از ديدگان مردم  و هم به معني ديدن امام ولي نشناختن او در روايات بيان شده است.[1] امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از آغاز زندگي، پنهاني مي‌زيست؛ و پدر بزرگوارش او را فقط به عدهاي از ياران خاص نشان داد. با شهادت امام يازدهم عليه السلام، امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و دوره غيبت صغري به مدت 69 سال شروع شد. ويژگي اين دوره ارتباط امام با پيروانش به واسطه چهار نايب خاص بود  عليه السلامكه با نام معرفي شده بودند). از سال 329 ه‍.ق اين ارتباط قطع شد، و دوره غيبت كبري  عليه السلامبلند مدت) حضرت آغاز شد و تاكنون ادامه دارد.

 

زمينه سازي براي غيبت

سال‌ها پيش از تولد حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و پيشوايان معصوم  عليهم السلام از غيبت او سخن مي‌گفتند. از زمان امام هادي عليه السلام رفت و آمد شيعيان با امام كم شد. اگر كسي با آن حضرت كار داشت به وسيلة نمايندگان حضرت و در برخي موارد از پشت پرده با امام سخن مي‌گفت. شيعيان كم كم براي غيبت آماده شده و آموختند كه بايستي به عالمان ديني يا وكيلان امام مراجعه نمايند. با شهادت امام حسن عسكري عليه السلام رابطه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با مردم قطع نشد و مردم به واسطه نايبان خاص با ايشان در ارتباط بودند. در اين دوره  عليه السلامغيبت كوتاه مدت) شيعيان به رفت و آمد بيشتر با عالمان دين عادت كرده و براي غيبت بلند مدت حضرت آماده شدند.

 

غيبت سنت الهي

نهان زيستي و غيبت پيشوايان دين از سنت‌ها و روشهاي خداوند است و در زندگي برگزيدگاني چون: ادريس، الياس، موسي، عيسي و خضر عليهم السلام اتفاق افتاده است.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:

براي قائم ما غيبتي است كه مدت آن طولاني خواهد بود. راوي پرسيد: دليل اين غيبت چيست؟ امام پاسخ دادند: خداوند مي‌خواهد سنت‌هاي پيامبران، در پنهان زندگي كردن را در مورد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف جاري كند.[2]

 

حكمت غيبت

مطابق روايات دليل اصلي غيبت چون سري از اسرار الهي است بيان نشده است اما مواردي به عنوان حكمت‌هاي غيبت مطرح شده است؛

 

1. همراهي نكردن مردم؛

وقتي مردم ارزش پيامبر و امام را ندانند و دستورهاي آنان را انجام ندهند و مخالف گفتار آنان رفتار كنند، خداوند حق دارد او را از مردم بگيرد تا در روزگار پنهان بودنش ارزش او را بفهمند و براي آشكار شدن امام تلاش كنند. مانند ماهي تا وقتي كه درون آب است ارزش آب را نمي‌داند ولي وقتي از آب بيرون مي‌افتد تازه مي‌فهمد چه نعمتي را از دست داده است و براي به دست آوردن آن تلاش مي‌كند.

امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «وقتي خداوند همراهي و هم نشيني ما را براي گروهي خوش ندارد، ما را از ميان آنان برگيرد».[3]

2. حفظ جان امام؛

مهمترين دليل پنهان شدن پيشوايان دين از مردم حفظ جانشان بوده است تا در زمان مناسب دوباره به بيان دستورهاي خداوند مشغول شوند. پيامبر اسلام از مكه به مدينه مهاجرت کرد و در غار پنهان شد تا مشركان مكه او را نکشند. امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز براي حفظ جانش مدتي از ديدگان مردم پنهان شده است تا در زمان مناسب قيام و زمين را پر از عدل و داد كند.

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف پيش از قيام خود مدتي از چشم‌ها پنهان خواهد شد. راوي پرسيد: دليل آن چيست؟ فرمود: براي حفظ جان خود.[4]

البته امام چون ولي خدا است، جان خود را براي حفظ دين مي‌خواهد. اگر شهادت به حفظ دين كمك كند چون امام حسين عليه السلام قيام مي‌كند ولي اگر كشته شدن او نتيجه‌اي براي دين نداشته بلكه بقاء او لازم باشد چون پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم كه صلح حديبيه را پذيرفت جان خود را محفوظ مي‌دارد.

 

3. بيعت نكردن با ستمگران؛

هريك ازپيشوايان ما به دليل آماده نبودن زمينه براي قيام و نداشتن ياور، در زماني مجبور به قرارداد ظاهري با ستمگر زمان خود بودند. ولي براي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چنين نيست. او مأمور است وقتي مي‌آيد، قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند.[5] و بايستي بر عهده‌اش قراردادي نباشد تا هر لحظه­اي که شرايط آماده شد، ظهور كند و مجبور به پيمان شكني نشود.

 

 

4. آخرين ذخيره خداوند؛

اگر هريك از پدران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به شهادت مي‌رسيدند، امامي بود تا جانشين او شود ولي با توجه به اينكه امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف آخرين فرد از پيشوايان معصوم براي هدايت انسانها است اگر در زماني كه شرايط آماده نيست آشكار شود مانند پدرانش به شهادت مي‌رسد و زمين از حجت خدا خالي مي‌ماند. شيخ مفيد مي‌نويسد: اگر هريك از پدران او هنگام ظهور به شهادت مي‌رسيدند با حكمت الهي  عليه السلامخالي نبودن زمين از حجت خدا) منافات نداشت و جانشيني جاي او مي‌نشست ولي اگر امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف آشكار شود خونش را مي‌ريزند و با حكمت خداوند منافات دارد.[6]

 

5. دوران غيبت دوران آزمايش؛

خداوند بندگانش را با وسايل گوناگون مي‌آزمايد يكي را با مال، ديگري را با بيماري و..... در آيه 155 سوره بقره خداوند انواع امتحانها را اين گونه بيان مي‌كند «شما را به نوعي از ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود محصول، آزمايش مي‌كنيم و صبر كنندگان را بشارت بده». يكي از آزمونهاي خداوند نسبت به بندگان پنهان بودن امام زمانشان است. تا افراد در امتحان‌هاي متفاوت آزموده شوند و در هنگام ظهور بهترين‌ها بروز و ظهور يابند و ديندار واقعي از بي‌دينان جدا شوند.

 

امام كاظم عليه السلام فرمود: وقتي پنجمين فرزندم غايب شد مواظب دين خود باشيد تا هيچكس شما را از آن بيرون نكند براي قائم ما غيبتي خواهد بود كه گروهي از پيروان او از دين خود برمي‌گردند، اين غيبت آزمايشي است كه خداوند با آن بندگانش را امتحان مي‌كند.[7]

 

در پايان متذكر مي‌شويم؛ چنانكه در برخي روايات آمده وقتي مي‌دانيم خداوند حكيم و كارهاي او از روي حكمت است  عليه السلامو غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بنابر دستور پروردگار متعال مي‌باشد)، پس اگر دليل غيبت را هم ندانيم چون كار خدا است، آن را مي‌پذيريم.

 

 

[1] . غيبت نعماني، ص144، باب10، ح3، كمال الدين، ج2، ص170، باب43، ح8.

[2] . علل الشرايع، ج1،ص245، باب179، ح7؛ بحارالانوار، ج52، ص90، باب20، ح3.

[3] . علل الشرايع، ج1، ص244، باب179، ح2.

[4] . كمال الدين، ج2، ص233، باب48. ح7.

[5] . كمال الدين، ج1، ص581، باب29، ح2.

[6] . فصول العشره في الغيبه، فصل9، ص116.

[7] . اصول كافي، ج1، ص326، ح2.
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:40  توسط Pourdill  |