تبليغاتX
یا لثارات الحسین (ع)
دوازدهمين پيشواى شيعيان، بنابر مشهورترين اقوال، در شب جمعه نيمه شعبان سال 255 ق. در شهر سامرا ديده به جهان گشود1. بنا به گفته شيخ مفيد(م 413 ق.) پدرش امام حسن عسكرى جز او فرزندى نه پنهان و نه آشكار به جا نگذاشت و او را نيز در پنهان و خفا نگهدارى فرمود.2  

میلادش مبارک، ظهورش نزدیک باد

  مادر بزرگوار آن حضرت بانويى شايسته به نام »نرجس3« بود كه به نام هاى ديگرى چون »سوسن4«، »صيقل5« يا »صقيل« و »مليكه6« نيز  ناميده شده است7. او دختر »يوشعا« پسر قيصر روم و از نوادگان »شمعون« يكى از حواريان مسيح بود كه به طريقى معجزه آسا از سوى خداوند براى همسرى امام يازدهم برگزيده شد.8
 خلاصه ماجرا از اين قرار است:
هنگامى كه »نرجس« در روم بود خواب هاى شگفت انگيزى ديد، يك بار در خواب پيامبر عزيز اسلام9 و عيساى مسيح را ديد كه او را به عقد ازدواج امام حسن عسكرى درآوردند، و در خواب ديگرى، شگفتى هاى ديگرى ديد و به دعوت حضرت فاطمه زهرا3 مسلمان شد، امإ؛ اسلام خود را از خانواده و اطرافيان خويش پنهان مى داشت. تا آنگاه كه ميان مسلمانان و روميان جنگ درگرفت و قيصر خود به همراه لشكر روانه جبهه هاى جنگ شد. »نرجس« در خواب فرمان يافت كه به طور ناشناس همراه كنيزان و خدمتكاران به دنبال سپاهى كه به مرز مى روند برود، و او چنين كرد و در مرز برخى از جلوداران سپاه مسلمانان آنان را اسير ساختند و بى آنكه بدانند او از خانواده قيصر است همراه ساير اسيران به بغداد بردند.
اين واقعه در اواخر دوران امامت امام دهم حضرت هادى روى داد9، و كارگزار امام هادى نامه اى را كه امام به زبان رومى نوشته بود به فرمان آن گرامى در بغداد به نرجس رساند و او را از برده فروش خريدارى كرد و به سامرا نزد امام هادى برد، امام آنچه را نرجس در خواب هاى خود ديده بود به او يادآورى كرد، و بشارت داد كه او همسر امام يازدهم و مادر فرزندى است كه بر سراسر جهان مستولى مى شود و زمين را از عدل و داد پر مى سازد. آنگاه امام هادى نرجس را به خواهر خود »حكيمه« كه از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود سپرد تا آداب اسلامى و احكام را به او بياموزد و مدتى بعد نرجس به همسرى امام حسن عسكرى درآمد.10
 
نام، كنيه و القاب
نام و كنيه امام عصر همان نام و كنيه پيامبر اكرم9 است. در برخى از روايات آمده است:
تا زمانى كه خداوند زمين را به ظهور او و استقرار دولتش زينت نبخشيده است، بركسى روا نيست كه نام و كنيه آن حضرت را بر زبان جارى سازد.11
 بر همين اساس عده اى از فقها قائل به حرمت نام بردن از آن حضرت به نام واقعى اش شده و عده اى ديگر نيز اين امر را مكروه دانسته اند. اما بيشتر فقها نهى از نام بردن حضرت را اختصاص به زمان غيبت صغرى و شرايطى كه بيم خطر جانى براى آن حضرت وجود داشت، دانسته اند.12
 به دليل وجود روايات يادشده، شيعيان آن حضرت را با القاب مختلفى چون: حجت، قائم، مهدى، خلف صالح، صاحب، صاحب الزمان، صاحب الدار مى ناميدند و در دوران غيبت كوتاه آن امام، ارادتمندان و دوستداران حضرتش باتعابيرى چون »ناحيه مقدسه« از ايشان ياد مى كردند.13
 
چگونگى ميلاد
دشمنان اهل بيت، عليهم السلام، و حاكمان ستم پيشه اموى و عباسى، بر اساس روايت هايى كه از پيامبر اكرم9 به آنها رسيده بود، از ديرباز مى دانستند كه شخصى به نام »مهدى« از خاندان پيامبر9 و دودمان امامان معصوم برمى خيزد و كاخ هاى ظلم وستم را نابود مى سازد، از همين رو پيوسته در كمين بودند كه چه موقع آخرين مولود از نسل امامان شيعه به دنيا خواهد آمد تا او را از بين ببرند.
از زمان امام محمد تقى رفته رفته فشارها و سختگيرى ها بر خاندان پيامبر فزونى گرفت تا در زمان امام حسن عسكرى به اوج خود رسيد و آن حضرت در تمام دوران حيات خويش در شهر »سامرا« زير نظر بودند، و كوچكترين رفت و آمد به خانه آن امام از نظر دستگاه خلافت مخفى نبود.
در چنين شرايطى طبيعى است كه ميلاد آخرين حجت حق نمى تواند آشكار باشد و به همين خاطر تا ساعاتى قبل از ميلاد آن حضرت نزديكترين خويشان امام حسن عسكرى نيز از اينكه قرار است مولودى در خانه امام به دنيا بيايد خبر نداشتند و هيچ اثرى از باردارى در مادر آن بزرگوار مشاهده نمى شد.
روايتى كه در اين زمينه از »حكيمه« دختر بزرگوار امام جواد و عمه امام حسن عسكرى نقل شده، شنيدنى است. شيخ صدوق (م 381 ق.) در كتاب كمال الدين روايت كرده است كه:
ابو محمد حسن بن على به دنبال من فرستاد و فرمود: اى عمه! امشب روزه ات را با ما افطار كن زيرا امشب شب نيمه شعبان است و خداوند در اين شب آن حجتى را كه حجت او در زمين است آشكار مى سازد. پرسيدم: مادر او كيست؟ فرمود: نرجس، عرض كردم: خدا مرا فداى شما گرداند، به خدا قسم در او هيچ اثرى از حاملگى نيست! فرمود: موضوع اين چنين است كه مى گويم، حكيمه خاتون ادامه مى دهد: من [به خانه امام عسكرى] درآمدم، پس از آنكه سلام كردم و نشستم نرجس پيش من آمد و در حالى كه كفش هاى مرا از پايم بيرون مى آورد گفت: اى بانوى من چگونه شب كردى؟ گفتم: بلكه تو بانوى من و بانوى خاندان منى. سخن مرا انكار كرد و گفت: چه شده است عمه؟ به او گفتم: دختر جان خداوند تبارك و تعالى در همين شب به تو فرزند پسرى عطا مى كند كه سرور دنيا و آخرت خواهد بود. نرجس از حيا در جاى خود نشست. وقتى از نماز عشاء فارغ شدم و افطار كردم، به بستر رفتم و خوابيدم، در نيمه هاى شب براى نماز برخاستم، نمازم را تمام كردم، در حالى كه هنوز نرجس خوابيده بود و اثرى از زايمان در او نبود. تعقيب نماز را به جاى آوردم و خوابيدم، امّا لحظاتى بعد وحشت زده از خواب بيدار شدم. كه در اين موقع نرجس هم برخاست و به نماز ايستاد.
حكيمه مى گويد: در همين حال شك و ترديد به سراغ من آمد، امّا ناگهان ابومحمد[امام حسن عسكرى] از همان جا كه نشسته بود ندا برآورد: اى عمه! شتاب مكن كه آن امر نزديك شده است. حكيمه ادامه مى دهد: در حال خواندن سوره هاى »سجده« و »يس« بودم كه نرجس با اضطراب از خواب بيدار شد، من با شتاب پيش او رفتم و گفتم: نام خدا بر تو باد، آيا چيزى احساس كردى؟ گفت: بله، عمه جان. به او گفتم: بر خودت مسلّط باش و آرامشت را حفظ كن، كه اين همان است كه به تو گفتم. حكيمه ادامه مى دهد: دقايقى كوتاه خواب به سراغ من آمد و در همين موقع بود كه حالت زايمان به نرجس دست داد و من به سبب حركت نوزاد بيدار شدم، جامه را از روى او كنار زدم و ديدم كه او اعضاى سجده را به زمين گذاشته و در حال سجده است، او را در آغوش گرفتم و
همانا خداى متعال از آن هنگام كه آدم را آفريد زمين را از حجت خدا خالى نگذاشته و نيز تا قيامت خالى نخواهد گذاشت، و به جهت حجت خدا از اهل زمين رفع بلا مى شود، باران مى بارد و بركات زمين خارج مى گردد.

با تعجب ديدم كه او كاملاً پاكيزه است و از آثار ولادت چيزى بر او نمانده است. در اين هنگام ابومحمد[امام حسن عسكرى] ندا برآورد كه: اى عمه! پسرم را نزد من بياور. نوزاد را به سوى او بردم، آن حضرت دستانش را زير ران ها و كمر او قرار داد و پاهاى او را برسينه خود گذاشت، آنگاه زبانش را در دهان او كرد و دستانش را بر چشم ها و گوش ها و مفاصل او كشيد و بعد از آن گفت: پسرم! سخن بگو و آن نوزاد زبان گشود و گفت: شهادت مى دهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و هيچ شريكى براى او وجود ندارد و شهادت مى دهم كه محمد9 فرستاده خداست. آنگاه بر اميرمؤمنان و ساير امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسيد...14
 بعد از تولد آن حضرت، امام حسن عسكرى تعداد بسيار محدودى از ياران نزديك خود را در جريان ميلاد مهدى موعود قرار دادند و تعدادى ديگر از ياران آن حضرت نيز موّفق به ديدار آن مولود خجسته شدند.
امام حسن عسكرى در نامه اى كه به »احمدبن حسن بن اسحاق قمى« نگاشتند چنين مرقوم فرمودند:
براى ما فرزندى متولد شد، لازم است خبر تولد او را پنهان بدارى و به هيچ كس از مردم بازگو نكنى، ما كسى را بر اين تولد آگاه نمى كنيم جز خويشاوند نزديك را به جهت خويشاوندى و دوست را به جهت ولايتش، دوست داشتيم خبر اين تولد را به تو اعلام كنيم تا خداوند به جهت آن تو را مسرور سازد، همچنان كه، مرا مسرور ساخت. والسلام
احمدبن اسحاق همچنين نقل مى كند كه: »خدمت امام عسكرى شرفياب شدم و مى خواستم در مورد جانشين پس از او پرسش كنم و آن گرامى بدون آنكه سؤال كنم فرمود: اى احمد، همانا خداى متعال از آن هنگام كه آدم را آفريد زمين را از حجت خدا خالى نگذاشته و نيز تا قيامت خالى نخواهد گذاشت، و به جهت حجت خدا از اهل زمين رفع بلا مى شود، باران مى بارد و بركات زمين خارج مى گردد.
عرض كردم: اى پسر رسول خدا، امام و جانشين پس از شما كيست؟
آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت، در حالى كه پسرى سه ساله، كه رويى همانند ماه تمام داشت، بر دوش خويش حمل مى كرد، فرمود: اى احمدبن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى، اين پسرم را به تو نشان نمى دادم، همانا او همنام رسول خدا و هم كنيه اوست، او كسى است كه زمين را از عدل و داد پر مى سازد همچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد. اى احمدبن اسحاق مثل او در اين امت مثل »خضر« و »ذوالقرنين« است، سوگند به خدا غايب مى شود به طورى كه در زمان غيبت او از هلاكت نجات نمى يابد مگر كسى كه خداوند او را بر اعتراف به امامت وى ثابت قدم بدارد و موفق سازد كه براى تعجيل فرج او دعا كند.
عرض كردم: سرور من، آيا نشانه اى دارد كه دل من به آن اطمينان پيدا كند؟ در اين هنگام آن پسر به عربى فصيح گفت: »منم بقيةالله در زمين، همانكه از دشمنان خدا انتقام مى گيرد، اى احمدبن اسحاق پس از مشاهده عينى دنبال اثر نگرد...«15
 
صفات و خصائل
مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب منتهى الامال در توصيف جمال دلاراى امام عصر چنين مى گويد:
همانا روايت شده كه آن حضرت شبيه ترين مردم است به حضرت رسول9 در خَلق و خفلق. و شمايل او شمايل آن حضرت است. و آنچه جمع شده از روايات در شمايل آن حضرت، آن است كه آن جناب ابيض [سفيد] است كه سرخى به او آميخته و گندمگون است كه عارض شود آن را زردى از بيدارى شب و پيشانى نازنينش فراخ و سفيد و تابان است و ابروانش به هم پيوسته و بينى مباركش باريك و دراز كه در وسطش فى الجمله انحدابى [برآمدگى] دارد و نيكورو است و نور رخسارش چنان درخشان است كه مستولى شده بر سياهى محاسن شريف و سر مباركش، گوشت روى نازنينش كم است. بر روى راستش خالى است كه پندارى ستاره اى است درخشان، »و على رأسه فرق بين وَفْرتين كأنّه ألف بين واوين« ميان دندان هايش گشاده است. چشمانش سياه و سرمه گون و در سرش علامتى است، ميان دو كتفش عريض است، و در شكم و ساق مانند جدّش اميرالمومنين است.
و وارد شده: »المهدى طاووس أهل الجنّة وجهفهف كالقمر الدرّى عليه جلابيب النور«؛ يعنى حضرت مهدى طاووس اهل بهشت است. چهره اش مانند ماه درخشنده است. بر بدن مباركش جامه هايى است از نور. »عليه جيوب النور تتوقد بشعاع ضياءالقدس«؛ بر آن جناب جامه هاى قدسيه و خلعت هاى نورانيه ربانيه است كه متلألأ است به شعاع انوار فيض و فضل حضرت احديت. و در لطافت و رنگ چون گل بابونه و ارغوانى است كه شبنم بر آن نشسته و شدت سرخى اش را هوا شكسته و قدّش چون شاخه بان درخت بيدمشك يا ساقه ريحان [است]، »ليس بالطويل الشامخ و لا بالقصير اللازق«؛ نه دراز بى اندازه و نه كوتاه بر زمين چسبيده. »بل مربوع القامة مدور الهامة«؛ قامتش معتدل و سر مباركش مدور [است]. »على خَدّه الأيمن خال كأنّه فتاة مسك على رضراضة عنبر«؛ بر روى راستش خالى است كه پندارى ريزه مشكى است كه بر زمين عنبرين ريخته [است]. »له سمت مارأت العيون أقصد منه«؛ هيأت نيك و خوشى دارد كه هيچ چشمى هيأتى به آن اعتدال و تناسب نديده [است] صلّى اللّه عليه و على آبائه الطاهرين.16

 نواهای مخصوص امام زمان:   اینجا کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 8:55  توسط Pourdill  | 

به همراه «مفضّل»، «ابوبصير» و «ابان» خدمت امام صادق(ع) رسيديم و ديديم كه آن حضرت بر روي خاك‌ها نشسته جامه‌اي خيبري، بي‌يقه و آستين كوتاه بر تن كرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گريه و زاري است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا گرفته بود؛ آثار غم و اندوه در صورتش ظاهر گشته بود حضرت امام جعفر صادق (ع) گاه مشتاقانه از زمان ظهور آخرين حجّت خدا صحبت مي‌كند و به حال كساني كه آن زمان را درك مي‌كنند، رشك مي‌برد و مي‌فرمايد:
فطوبي لمن أدرك ذلك الزّمان.2         خوشا به حال كسي كه آن زمان را دريابد.
گاه نيز عاشقانه آرزوي درك زمان آن حضرت را مي‌كند و مي‌فرمايد:
و لو أدركته لخدمته أيّام حياتي.3
اگر زمان [ظهور] او را درك مي‌كردم همة عمرم را در خدمتش مي‌گذراندم.
و گاه با مشاهدة شرايط غيبت آن حضرت از خود بي خود شده و سيل اشك از ديدگان جاري مي‌سازد:
«سُدَير صيرفي» مي‌گويد:
به همراه «مفضّل»، «ابوبصير» و «ابان» خدمت امام صادق(ع) رسيديم و ديديم كه آن حضرت بر روي خاك‌ها نشسته جامه‌اي خيبري، بي‌يقه و آستين كوتاه بر تن كرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گريه و زاري است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا گرفته بود؛ آثار غم و اندوه در صورتش ظاهر گشته بود؛ رنگ چهرة او به كلّي دگرگون شده بود، سيل اشك از دل پر خون و قلب پر التهاب او برخاسته بود و بر گونه‌هايش فرو مي‌ريخت و در اين حال اين گونه زمزمه مي‌كرد:
سيّدي غيبتك نفت رقادي و ضيّقت عليّ مهادي، و ابتزّت منّي راحة فؤادي...
اي آقا و سرور من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده و آسايش و آرامش را از قلبم گرفته است.

سدير مي‌گويد:
هنگامي كه امام صادق(ع) را اين چنين پريشان ديديم، دل‌هايمان آتش گرفت و هوش از سرمان پريد كه چه مصيبت جانكاهي براي حجّت خدا روي داده و چه فاجعة اسفباري بر او وارد شده است.
عرض كرديم:
اي فرزند بهترين خلايق! چه حادثه‌اي بر شما روي آورده كه اين چنين سيل اشك از ديدگانتان فرو مي‌ريزد و اشك چون باران بهاري بر چهره‌تان سرازير مي‌شود؟ چه فاجعه‌اي شما را اين چنين بر سوك نشانده است؟
امام صادق(ع) چون بيد لرزيد و نفس‌هاي مباركش به شماره افتاد، آنگاه آهي عميق به پهناي قفسة سينه از اعماق دل بركشيد و به ما روي كرد و فرمود:
صبح امروز كتاب «جَفر» را نگاه مي‌كردم و آن كتابي است كه همة مسائل مربوط به مرگ و ميرها، بلاها و حوادث را تا پايان جهان در بر دارد. اين كتاب را خداوند به پيامبر خويش و پيشوايان معصوم از تبار او اختصاص داده است. در اين كتاب، تولد، غيبت، درازي غيبت و ديرزيستي قائم ما و گرفتاري باورداران در آن زمان، راه يافتن شكّ و ترديد در دل مردم در اثر طول غيبت و مرتد شدن مردم از آيين مقدّس اسلام را خواندم و ديدم كه چگونه رشتة ولايت را كه خداوند در گردن هر انساني قرار داده است، مي‌گسلند و از زمرة اسلام بيرون مي‌روند، دلم به حال مردم آن زمان سوخت و امواج غم و اندوه بر پيكرم فرو ريخت.4
دعاي شريف ندبه كه از امام صادق(ع) نقل شده است، شاهد ديگري بر سوز و گداز آن حضرت در غيبت و فراق قائم آل محمد(ع) و منجي موعود جهان اسلام است.
در پايان جا دارد از خود بپرسيم آيا ذرّه‌اي از آن سوز و گداز و اندوه فراق كه در قلب‌هاي همة معصومان به ويژه امام صادق(ع) بوده است تا آنجا كه خواب و آرامش را از آنها مي‌ربوده و زندگي را بر آنها دشوار مي‌ساخته است، در دل ما وجود دارد؟ آيا هيچ شده است كه در خلوت خود بر فتنه‌ها، مصيبت‌ها، انحراف‌ها و... كه در زمان غيبت گريبان‌گير اهل ايمان مي‌شود، گريه كنيم؟ آيا تاكنون اتفاق افتاده است كه با همة وجود سنگيني مصيبت غيبت را درك كنيم و در نبود امام زمانمان از ته دل ناله سر دهيم؛ نالة مادري كه عزيز خود را از دست داده است؟


ماهنامه موعود شماره 81
پي‌نوشت‌ها:
1. براي مطالعة نمونه‌هايي از ندبه‌هاي پيشوايان معصوم در فراق امام مهدي(ع) ر ك: مهدي‌پور، علي اكبر، با دعاي ندبه در پگاه جمعه، صص 13 ـ 27.
2. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص 144.
3. نعماني، ابن ابي زينب محمّد بن ابراهيم، كتاب الغيبة، ص 245.
4. طوسي، محمّد بن حسن، كتاب الغيبة، ص 167

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 12:54  توسط Pourdill  | 

غيبت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم به معني پوشيده بودن او از ديدگان مردم  و هم به معني ديدن امام ولي نشناختن او در روايات بيان شده است.[1] امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از آغاز زندگي، پنهاني مي‌زيست؛ و پدر بزرگوارش او را فقط به عدهاي از ياران خاص نشان داد. با شهادت امام يازدهم عليه السلام، امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و دوره غيبت صغري به مدت 69 سال شروع شد. ويژگي اين دوره ارتباط امام با پيروانش به واسطه چهار نايب خاص بود  عليه السلامكه با نام معرفي شده بودند). از سال 329 ه‍.ق اين ارتباط قطع شد، و دوره غيبت كبري  عليه السلامبلند مدت) حضرت آغاز شد و تاكنون ادامه دارد.غيبت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم به معني پوشيده بودن او از ديدگان مردم  و هم به معني ديدن امام ولي نشناختن او در روايات بيان شده است.[1] امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از آغاز زندگي، پنهاني مي‌زيست؛ و پدر بزرگوارش او را فقط به عدهاي از ياران خاص نشان داد. با شهادت امام يازدهم عليه السلام، امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و دوره غيبت صغري به مدت 69 سال شروع شد. ويژگي اين دوره ارتباط امام با پيروانش به واسطه چهار نايب خاص بود  عليه السلامكه با نام معرفي شده بودند). از سال 329 ه‍.ق اين ارتباط قطع شد، و دوره غيبت كبري  عليه السلامبلند مدت) حضرت آغاز شد و تاكنون ادامه دارد.

 

زمينه سازي براي غيبت

سال‌ها پيش از تولد حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و پيشوايان معصوم  عليهم السلام از غيبت او سخن مي‌گفتند. از زمان امام هادي عليه السلام رفت و آمد شيعيان با امام كم شد. اگر كسي با آن حضرت كار داشت به وسيلة نمايندگان حضرت و در برخي موارد از پشت پرده با امام سخن مي‌گفت. شيعيان كم كم براي غيبت آماده شده و آموختند كه بايستي به عالمان ديني يا وكيلان امام مراجعه نمايند. با شهادت امام حسن عسكري عليه السلام رابطه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با مردم قطع نشد و مردم به واسطه نايبان خاص با ايشان در ارتباط بودند. در اين دوره  عليه السلامغيبت كوتاه مدت) شيعيان به رفت و آمد بيشتر با عالمان دين عادت كرده و براي غيبت بلند مدت حضرت آماده شدند.

 

غيبت سنت الهي

نهان زيستي و غيبت پيشوايان دين از سنت‌ها و روشهاي خداوند است و در زندگي برگزيدگاني چون: ادريس، الياس، موسي، عيسي و خضر عليهم السلام اتفاق افتاده است.

 

امام صادق عليه السلام فرمود:

براي قائم ما غيبتي است كه مدت آن طولاني خواهد بود. راوي پرسيد: دليل اين غيبت چيست؟ امام پاسخ دادند: خداوند مي‌خواهد سنت‌هاي پيامبران، در پنهان زندگي كردن را در مورد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف جاري كند.[2]

 

حكمت غيبت

مطابق روايات دليل اصلي غيبت چون سري از اسرار الهي است بيان نشده است اما مواردي به عنوان حكمت‌هاي غيبت مطرح شده است؛

 

1. همراهي نكردن مردم؛

وقتي مردم ارزش پيامبر و امام را ندانند و دستورهاي آنان را انجام ندهند و مخالف گفتار آنان رفتار كنند، خداوند حق دارد او را از مردم بگيرد تا در روزگار پنهان بودنش ارزش او را بفهمند و براي آشكار شدن امام تلاش كنند. مانند ماهي تا وقتي كه درون آب است ارزش آب را نمي‌داند ولي وقتي از آب بيرون مي‌افتد تازه مي‌فهمد چه نعمتي را از دست داده است و براي به دست آوردن آن تلاش مي‌كند.

امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «وقتي خداوند همراهي و هم نشيني ما را براي گروهي خوش ندارد، ما را از ميان آنان برگيرد».[3]

2. حفظ جان امام؛

مهمترين دليل پنهان شدن پيشوايان دين از مردم حفظ جانشان بوده است تا در زمان مناسب دوباره به بيان دستورهاي خداوند مشغول شوند. پيامبر اسلام از مكه به مدينه مهاجرت کرد و در غار پنهان شد تا مشركان مكه او را نکشند. امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز براي حفظ جانش مدتي از ديدگان مردم پنهان شده است تا در زمان مناسب قيام و زمين را پر از عدل و داد كند.

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف پيش از قيام خود مدتي از چشم‌ها پنهان خواهد شد. راوي پرسيد: دليل آن چيست؟ فرمود: براي حفظ جان خود.[4]

البته امام چون ولي خدا است، جان خود را براي حفظ دين مي‌خواهد. اگر شهادت به حفظ دين كمك كند چون امام حسين عليه السلام قيام مي‌كند ولي اگر كشته شدن او نتيجه‌اي براي دين نداشته بلكه بقاء او لازم باشد چون پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم كه صلح حديبيه را پذيرفت جان خود را محفوظ مي‌دارد.

 

3. بيعت نكردن با ستمگران؛

هريك ازپيشوايان ما به دليل آماده نبودن زمينه براي قيام و نداشتن ياور، در زماني مجبور به قرارداد ظاهري با ستمگر زمان خود بودند. ولي براي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چنين نيست. او مأمور است وقتي مي‌آيد، قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند.[5] و بايستي بر عهده‌اش قراردادي نباشد تا هر لحظه­اي که شرايط آماده شد، ظهور كند و مجبور به پيمان شكني نشود.

 

 

4. آخرين ذخيره خداوند؛

اگر هريك از پدران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به شهادت مي‌رسيدند، امامي بود تا جانشين او شود ولي با توجه به اينكه امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف آخرين فرد از پيشوايان معصوم براي هدايت انسانها است اگر در زماني كه شرايط آماده نيست آشكار شود مانند پدرانش به شهادت مي‌رسد و زمين از حجت خدا خالي مي‌ماند. شيخ مفيد مي‌نويسد: اگر هريك از پدران او هنگام ظهور به شهادت مي‌رسيدند با حكمت الهي  عليه السلامخالي نبودن زمين از حجت خدا) منافات نداشت و جانشيني جاي او مي‌نشست ولي اگر امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف آشكار شود خونش را مي‌ريزند و با حكمت خداوند منافات دارد.[6]

 

5. دوران غيبت دوران آزمايش؛

خداوند بندگانش را با وسايل گوناگون مي‌آزمايد يكي را با مال، ديگري را با بيماري و..... در آيه 155 سوره بقره خداوند انواع امتحانها را اين گونه بيان مي‌كند «شما را به نوعي از ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود محصول، آزمايش مي‌كنيم و صبر كنندگان را بشارت بده». يكي از آزمونهاي خداوند نسبت به بندگان پنهان بودن امام زمانشان است. تا افراد در امتحان‌هاي متفاوت آزموده شوند و در هنگام ظهور بهترين‌ها بروز و ظهور يابند و ديندار واقعي از بي‌دينان جدا شوند.

 

امام كاظم عليه السلام فرمود: وقتي پنجمين فرزندم غايب شد مواظب دين خود باشيد تا هيچكس شما را از آن بيرون نكند براي قائم ما غيبتي خواهد بود كه گروهي از پيروان او از دين خود برمي‌گردند، اين غيبت آزمايشي است كه خداوند با آن بندگانش را امتحان مي‌كند.[7]

 

در پايان متذكر مي‌شويم؛ چنانكه در برخي روايات آمده وقتي مي‌دانيم خداوند حكيم و كارهاي او از روي حكمت است  عليه السلامو غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بنابر دستور پروردگار متعال مي‌باشد)، پس اگر دليل غيبت را هم ندانيم چون كار خدا است، آن را مي‌پذيريم.

 

 

[1] . غيبت نعماني، ص144، باب10، ح3، كمال الدين، ج2، ص170، باب43، ح8.

[2] . علل الشرايع، ج1،ص245، باب179، ح7؛ بحارالانوار، ج52، ص90، باب20، ح3.

[3] . علل الشرايع، ج1، ص244، باب179، ح2.

[4] . كمال الدين، ج2، ص233، باب48. ح7.

[5] . كمال الدين، ج1، ص581، باب29، ح2.

[6] . فصول العشره في الغيبه، فصل9، ص116.

[7] . اصول كافي، ج1، ص326، ح2.
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:40  توسط Pourdill  | 

چكيده

همه انسان‌ها در برابر امام عصرِ خود مسئول هستند و براي زمينه‌سازي ظهور آن حضرت وظايفي را بر عهده دارند. زنان علاوه بر نقش عمومي كه همة انسان‌ها عهده‌دار هستند، مي‌توانند در مواردي به طور خاص ايفاي نقش نموده و زمينه‌هاي ظهور را فراهم نمايند و اين مسئله، اهميت نقش زنان را در زمينه‌سازي ظهور روشن مي‌نمايد. براي دست‌يابي به اين مهم، شناخت جايگاه زن در ابعاد مختلف لازم است تا بتوان در پرتو آن به چگونگي تأثيرگذاري زن در ابعاد گوناگون پرداخت.

در اين نوشتار براي پاسخ‌گويي به كيفيت نقش زنان در زمينه‌سازي ظهور، ضمن استفاده از كتاب‌هاي روايي و تحليلي، براي استفادة بهتر از نظرات موجود، با مراجعه به سايت‌هاي اينترنتي مرتبط با مهدويت و جست‌وجو در مقالات، فصلنامه‌ها و ... سعي شده است تا ارائه مطالب به صورت توصيفي ـ تحليلي از پويايي هر چه بيشتر برخوردار گردد

مقدمه

در دوران غيبت و پنهان زيستي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باورمندان مهدويّت داراي رسالت و مسئوليت خطيري مي‌باشند. منتظران واقعي و راستين در جامعه منتظران جهت نيل به جامعه ايده‌آل مهدوي از پاي ننشسته و با تلاش و كوشش مضاعف و با ارائه برنامه و راهكارهاي تبليغي، زمينه شوق و علاقه مردم را جهت درك ظهور و آمدن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف دوچندان مي‌كنند.

منتظران واقعي با اجراي دو مسئوليت در جامعه زمينة تحقق ظهور را تسهيل مي‌نمايند، نخستين مسئوليت كه شايد مهمترين نيز باشد همان خودانديشي و خودسازي است؛ يعني منتظِر واقعي قبل از آن‌كه به فكر ديگران باشد (دگرانديشي داشته باشد) بايد با احياي شاخصه هاي مهدي پسند و مزين شدن به خصال نيك و اخلاق اسلامي خود را در زمره ياران واقعي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار دهد. دومين مسئوليت بعد از خودانديشي، دگرانديشي مي‌باشد. در اين مسئوليت، منتظِر واقعي با تبليغ و اشاعه فرهنگ ناب مهدوي در ميان منتظران، عشق و علاقه آنان را نسبت به امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و ظهور او بر مي‌انگيزاند و مردم را  نسبت به آمدن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و تشكيل حكومت جهاني تشنه و مشتاق مي‌نمايد. در اين ميان نقش زنان ـ كه جمعيت انبوهي از مردم را تشكيل مي‌دهند ـ نقش خطير و مهمي است؛ زيرا قلمرو و نفوذ زنان در جامعه و ابعاد مختلف آن، داراي گستره وسيعي مي‌باشد؛ يعني علاوه بر جامعه، در خانواده و مدرسه و… جهت تربيت نسل منتظِر و پرورش ياران خاص حضرت، نقش بي‌نظير و بي‌بديلي را بر عهده دارند. از اين رو زنان منتظِر به خاطر جايگاه مهم اجتماعي، و خانوادگي در صورت انجام صحيح مسئوليت، منتظران و جامعه منتظران را به سوي جامعه ايده‌آل مهدوي سوق خواهند داد.

زمينه‌سازي: مقدمه چيني، آماده ساختن استعداد و تهيه مقدمات براي منظوري را زمينه‌سازي گويند[1][1].

ظهور در لغت: آشكار شدن چيز پنهان[2][2]، پديدار شدن و هويدايي را گويند[3][3]. ظهور در مباحث مهدويت به معناي ظاهر شدن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف پس از زيستن طولاني، جهت برپايي حكومت عدل جهاني است. نكته مهم در ظهور، مسبوق بودن آن به غيبت است.[4][4] نقش: كنايه از طرح تازه افكندن و صورت نو ظاهر ساختن مي‌باشد.[5][5]

اجتماع در لغت: كاري كه به اجتماع و به همگان بستگي داشته باشد، آن‌چه مربوط به گروهي كه با هم زندگي مي‌كنند، باشد[6][6].

اجتماع در اصطلاح، «در گسترده‌ترين معنا، آن‌گونه كه در مورد انسان‌ها به كار برده مي‌شود، هر نوع رفتار يا نگرشي است كه از طريق تجربة حال يا گذشته از رفتار ساير مردم (مستقيم يا نامستقيم) تأثير پذيرفته باشد، يا اشاره به رفتاري است كه به سوي مردم جهت‌گيري شده باشد.[7][7]

فرهنگي در لغت: به چيزي گفته مي‌شود كه منسوب به فرهنگ باشد و فرهنگ به معناي دانش، علم، معرفت و يا مجموعة آداب و رسوم گفته مي‌شود[8][8] .

فرهنگ در اصطلاح، «شامل الگوهايي است؛ آشكار و نا آشكار از رفتار و براي رفتار كه به واسطة نمادها حاصل مي‌شود و انتقال مي‌يابد؛ نمادهايي كه دست‌آوردهاي متمايز گروه‌هاي انساني و از جمله تجسم‌هاي آنها را در كار ساخت تشكيل مي‌دهند. هستة اصلي فرهنگ، شامل عقايد سنتي و به خصوص ارزش‌هاي وابسته به آنهاست».[9]

سياسي در لغت: «منسوب به سياست؛ و سياست، حكم راندن به رعيت و اداره كرن امور مملكت و حكومت كردن را گويند».[10]

سياست در اصطلاح، «يك برنامة پيش انديشيد‌ني براي هدف‌ها و طرز عمل‌هاست. فرايند سياست، عبارت است از ضابطه‌مندي، اعلام و به كار بستن تقاضاها و چشم‌داشت‌ها».[11]

اقتصادي در لغت: «منسوب به اقتصاد»12] را گويند.

اقتصاد در اصطلاح، اين‌گونه تعريف شده است: «علم اقتصاد، رفتار انسان را در ارتباط با وسايل كمياب كه موارد استعمال گوناگون دارند، به اهداف معين، هم‌چون حداكثر كردن درآمد، مطالعه مي‌كند و اين مطالعه معمولاً با به كارگيري داده‌هاي قيمت درمقايسه، انجام مي‌شود. اما انتخاب ميان اهداف معين معمولاً مستلزم انتخاب ميان ارزش‌ها و سياست‌هاي اجتماعي است».[13]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:38  توسط Pourdill  | 

در اوایل دهه ۶۰ میلادی رایانه وسیله ای خاص و تا حدودی تجملی محسوب می شد كه در دسترس همگان نبود، راسل از دانشجویان دانشگاه MIT نخستین بازی رایانه ای را با نام Spacewar نوشت كه روی رایانه ای به نام PDP-۱ كه اندازه ای در حدود یك اتومبیل داشت اجرا می شد و داستان بازی همان جنگ سفینه ها بود كه شما باید سفینه طرف مقابل را نابود می كردید. 

 

چکیده:
با گسترش تکنولوژی ارتباطات هر روزه ابزار جدیدی در اختیار کارشناسان عملیات روانی قرار می گیرد. در جنگ جهاني دوم نازيها با حداكثر توان از دو رسانه سينما و راديو استفاده نمودند.و اکنون نیز این ابزار به خصوص سینما مورد استفاده محافل صهیونیستی  قرار می گیرد در کنار این ابزار ،صنعت نو ظهور بازی های رایانه ای به علت خصوصیات ویژه خود به ابزار نوین عملیات روانی تبدیل شده اند  ولی متاسفانه تا كنون به اين محصول فرهنگي توجه جدی نشده است.با بررسی كمي و كيفي بازی های رایانه ای مي توان به ميزان تاثير گذاري این صنعت نسبت به ساير صنایع  مانند صنعت فيلم هاي سينمايي پي برد.عواملی کمی چون مدت زمان صرف شده توسط كاربر و عوامل کیفی چون گرافيك،صدا و تعامل، ابتكار سير داستان، كنجكاوي، پيچيدگي وتخيل، منطق، حافظه،بازتاب ها، مهارت هاي رياضي، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه هاي فني، رواني و فردي است كه کاربر را جذب بازي ها ی رایانه ای  مي كند.كار مستقل، مداومت در بازي، لذت بردن از بازي، مشاركت فعال، تعامل مشاركتي، ساختار گروهي، يادگيري، رقابت يا همكاري گروهي و فرصت هاي برابر در بازي ازجمله عواملي است كه در فرد براي ادامه بازي ايجاد انگيزه مي كند.

در این مقاله سعی خواهد شد به موضوعاتی و محورهایی که در بازی های رایانه ای پرداخته شده و با بیان مصادیق و نیز شرکتهای بازی های رایانه ای که بیشتر با این محوریتها اقدام به ساخت بازی می نمایند اشاره شود.گسترش و پيشرفت صنعت و تكنولوژي ارتباطات ميان انسانها را در دو جنبه توسعه داد:
اول از نظر حمل و نقل، شامل جاده، اتومبيل، راه‌آهن و نظاير اينها كه موجب افزايش ارتباط فيزيكي بين افراد بشر شد.

دوم از نظر توسعه وسايل و ابزارهاي پيام رساني مانند چاپ، تلفن، سينما، تلگراف كه موجب نزديك غيرمادي وگسترش تعامل پيامي ميان انسانها گشت.
در كنار توسعه ارتباطات، انقلاب صنعتي موجب ظهور پديده‌هاي ديگري نيز شد مانند شهرنشيني، افزايش جمعيت و متراكم شدن آن، پيچيده شدن حيات سياسي، اقتصادي و اجتماعي جوامع و به تبع آن تقسيم بسيار وسيع كار و غيره. اينها دست به دست هم داد و نيروي سياسي جديدي به نام مردم شكل گرفت. به تعبيري، پيدايش پديده‌هايي همچون افكار عمومي ،با اين ديدگاه ابزار تبليغات   و عمليات رواني جايگاه خاص خود را پيدا كرده تا تواناي تاثير گذاري بر مردم خودي ،مردم دشمن،مردم بي طرف و نهايتا افكار عمومي جهان افزايش يابد.درهر برهه ابزار نوين انقلاب ارتباطات مورد توجه و استفاده قرار گرفت.
در جنگ جهاني دوم نازيها وزارت تبليغات را به سرپرستي گوبلز ايجاد كردند نازيها با حداكثر توان از دو رسانه سينما و راديو استفاده كردند. بنا به گفتة ديويد ولچ، از ميان همه ابزارهاي اعمال نفوذ نهاني و رواني، هيچ يك به اندازه سينما مورد توجه رايش سوم نبود. گوبلز در يكي از نخستين سخنرانيهاي خود در مقام وزير تبليغات، اعلام كرد كه :
«سينماي آلمان در پيشاپيش سربازان نازي، رسالت فتح جهاني را بر دوش دارد».
رژيم نازي، سرمايه‌گذاري سنگيني روي سينما انجام داد به گونه‌اي كه بين سالهاي 1933 تا 1945، 1097 فيلم در آلمان توليد شد. نازيها  16 ايستگاه فرستنده راديويي ايجاد كردند كه با نام مستعار «پيروزي» براي 13 كشور اروپايي برنامه پخش مي‌كرد. علاوه بر آن، ايستگاه‌هاي راديويي رسمي آنها نيز براي 60 كشور برنامه پخش مي‌كرد و مجموع برنامه‌هاي آنها به 430 ساعت در روز مي‌رسيد. گوبلز چنان برنامه‌ريزي كرده بود كه ذهن مردم سرزمينهاي اشغالي را از قبل و به تدريج از طريق فرستنده‌هاي راديويي آلمان براي اشغال كشورشان آماده كند.
پس از شكست رژيم نازي آلمان كه قصد تشكيل امپراطوري جهاني را داشت شايد هيچ كشوري به اندازه آمريكا وارد اين ميدان نشده است.و در این میان صهیونیستها بیشترین نفوذ را روی صنعت دارند و از آن بهره برداری می کنند.
واژه جنگ رواني در آمريكا، پس از انتشار كتاب«جنگ رواني آلمان» نوشته فاراگو در سال 1942 گسترش يافت.در سال 1950، دولت ترومن به منظور كسب آمادگي براي اجراي جنگ رواني در كره، پروژه‌اي را با عنوان «نبرد حقيقت» (يا تهاجم عظيم و قدرتمند رواني) با بودجه‌اي معادل 121 ميليون دلار تصويب كرد.
از آن زمان تاكنون، سازمانها و واحدهاي رواني- تبليغاتي آمريكا با توسعه‌اي روزافزون همواره به عنوان يكي از بازوهاي اصلي آن كشور در جنگ و صلح عمل كرده‌اند. اين سازمانها، طيف وسيعي از ابزارها را را شامل مي‌شوند.برخي از آنان قشر هاي خاص يك جامعه را مانند دانشجويان و نخبگان مورد هدف قرار داده اند مانند كتابخانه‌ها، بورسهاي دانشگاهي و خانه هاي فرهنگ و برخي ديگر افكار عمومي آحاد جامعه را مورد هدف قرار داده اند مانند راديو‌ها،شبكه هاي تلويزيوني، ماهواره‌هاو به خصوص فيلم هاي سينمايي در اين ميان صنعت بازي هاي رايانه اي نيز به جديد ترين اين ابزار تبديل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:33  توسط Pourdill  | 

فیلم «فراتر از فتنه» که توسط تشکل غیر دولتی اسلام ومسیحیت در پاسخ به فیلم «فتنه» اثر ویلدرز نماینده صهیونیست پارلمان هلند ساخته و اکران آن در اینترنت آغاز شده است، حاوی معرفی کوتاه 3 پیامبر الهی، برخی دیدگاههای اسلام در مورد انسان ها، اقلیت های مذهبی، زنان و علم آموزی می باشد و نظرات برخی صهیونیستهای تندرو نیز در این فیلم نمایش داده شده است. (لینک دانلود)

در بخش اول این فیلم 3 آیه از قرآن کریم در معرفی حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و پیامبر رحمت و مغفرت حضرت محمد(ص) آورده شده و سپس دیدگاه اسلام درخصوص موضوعاتی مانند برابری انسانها از لحاظ نژاد و رنگ، حمایت از ضعفا به ویژه سفارشات در مورد همسایه و ارزش علم و فراگیری آن بیان شده است.

در ادامه این فیلم تصاویری از آزادی اقلیت های مذهبی در اجرای مراسمات خود در ایران نمایش داده شده است.

وضعیت زنان در ایران و جهان اسلام و روایاتی از پیامبر اسلام(ص) در مورد احترام به زنان از دیگر موضوعات پرداخته شده در بخش اول این فیلم است.

همچنین ضمن معرفی چند دانشمند بزرگ اسلامی مانند بوعلی سینا و قطب الدین شیرازی، تصاویری از ترجمه و تدریس برخی آثار این دانشمندان در قرون گذشته اروپا نمایش داده و به نظریه قطب الدین شیرازی در گردش زمین به دور خورشید اشاره شده است. همچنین نظریه قطب الدین با نظریه گالیله مقایسه شده است که وی چند قرن پس از قطب الدین، به خاطر اعلام گردش زمین به دور خورشید محاکمه شد.

در بخش دوم این فیلم 18 دقیقه و 20 ثانیه ای در مورد حملات تندروهای جهان غرب به اسلام است و تصاویر غمباری از جنایات در فلسطین، لبنان، عراق، بوسنی و کوزوو نمایش داده شده است. همچنین اظهارات مسیحیان صهیونیست مانند بوش و جری فالول در حمله به اسلام ومسلمانان در این بخش منعکس شده است.

در ادامه این بخش تصاویری از دشمنان اسلام از بوش و شارون تا بن لادن با عنوان گروه شرارت پخش می شود و آیه «یریدون لیطفوا نور الله بافواههم» از سوره صف در وصف این افراد آمده است.

در بخش سوم و پایانی این فیلم، حرکت مردم دنیا اعم از مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در مقابل این گروه شرارت و جنگ طلبان به نمایش گذاشته شده و با آیه ای از قرآن در دعوت به اتحاد کلمه بین اهل کتاب و پرستش خدای یگانه فیلم پایان می یابد.

گفتنی است این فیلم در حال حاضر به زبان انگلیسی در حال اکران اینترنتی است و نسخه های فارسی وعربی آن نیز در روزهای آینده نمایش داده خواهند شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:13  توسط Pourdill  | 

شعبان ماه بسيار شريفي است، و به حضرت سيد انبيا(ص) منتسب مي‌باشد، و آن حضرت همة اين ماه را روزه مي‌گرفت، و روزه آن را به ماه رمضان متّصل مي‌نمود،‌ و مي‌فرمودند شعبان ماه من است، هر كه يك روز از اين ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مي‌شود.

 از امام صادق(ع) روايت شده است: چون ماه شعبان مي‌رسيد حضرت زين‌العابدين(ع) اصحاب خود را جمع مي‌كرد و مي‌فرمود: اي اصحاب من، مي‌دانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است، و حضرت رسول(ص) مي‌فرمايد شعبان ماه من است، پس در اين ماه براي جلب محبّت پيغمبر خود، و براي تقرّب به سوي پروردگار خويش،‌ روزه بداريد،‌ به خدايي كه جان علي‌بن الحسين(ع) به دست قدرت اوست، سوگند ياد مي‌كنم از پدرم حسين‌بن علي(ع) شنيدم كه فرمود: از اميرالمؤمنين(ع) شنيدم: هر كه شعبان را براي جلب محبّت پيامبر، و تقرّب جستن به سوي خداوند روزه بدارد خداوند او را دوست بدارد، و در روز قيامت به كرامتش نزديك نمايد، و بهشت را بر او واجب گرداند. شيخ از صفوان جمّال روايت كرده است كه امام صادق(ع) به من فرمود: كساني را كه پيرامون و اطراف تو هستند به روزة شعبان وادار كن. گفتم: فدايت شوم، مگر در فضيلت آن چيزي مي‌بيني؟ فرمود: آري رسول خدا(ص) هرگاه هلال شعبان را مي‌ديد، به منادي دستور مي‌داد تا در مدينه ندا كنند: اي اهل مدينه، من از جانب رسول خدا(ص)‌ به سوي شما ارسال شده‌ام، آن حضرت مي‌فرمايد: آگاه باشيد، به درستي كه شعبان ماه من است، خدا رحمت كند كسي را، كه مرا در ماه من ياري كند،‌ يعني روزه بدارد آن را،‌ سپس امام صادق(ع) چنين گفت: اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمود: از هنگامي كه شنيدم منادي رسول خدا(ص) در شعبان ندا داد، روزة شعبان از من فوت نشد، و تا زماني كه زنده هستم به خواست خداوند از من فوت نخواهد شد. پس مي‌فرمود: روزة دو ماه شعبان و رمضان ماية توبه و آمرزش خداست. اسماعيل‌بن عبدالخالق روايت كرده است: نزد امام صادق(ع) بودم، ذكر روزة شعبان به ميان آمد، حضرت فرمود: در فضيلت روزة شعبان چنين و چنان است، تا جايي كه انسان مرتكب قتل حرام مي‌شود، پس چنانچه شعبان را روزه بدارد، اين روزه به او سود مي‌رساند،‌ و به خواست خداوند آمرزيده مي‌شود!

بعضي از اعمال مشترك اين ماه:

 اوّل: هر روز هفتاد مرتبه بگويد: «أًستَغفِرُاللهَ وَ أَسأَلُهُ التَّوبَهَ» دوم: هر روز هفتاد مرتبه بخواند: «أَستَغفِرُاللهَ الَّذي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الرَّحمنُ‌ الرَّحيمُ الحَيُّ القَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيهِ».  در بعضي روايات «الحيُّ القَيُّومُ» پيش از «الرَّحمنُ الرَّحيمُ» است، و عمل به هر دو خوب است. و از روايات استفاده مي‌شود، كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است، و هر كه در هر روز اين ماه هفتاد مرتبه استغفار كند، مانند اين است كه در ماه‌هاي ديگر هفتاد هزار مرتبه استغفار نمايد.

سوّم: در اين ماه صدقه بدهد،‌ گرچه نصف دانة خرمايي باشد، تا حق‌تعالي بدن او را بر آتش دوزخ حرام كند. از امام صادق(ع) نقل شده است كه از وجود مبارك ايشان دربارة فضيلت روزة رجب سؤال كردند؟ فرمود: چرا از روزة شعبان غافل هستيد؟ راوي عرض كرد: يَابنَ رسول‌الله كسي كه يك روز از شعبان را روزه بدارد، چه ثوابي دارد؟ فرمود: به خدا سوگند بهشت پاداش آن است، عرض كرد يَابنَ رسول‌الله بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمود: صدقه و استغفار، هر كه در ماه شعبان صدقه دهد حق‌تعالي آن را رشد و نموّ دهد همان‌گونه كه يكي از شما بچّه شترش را رشد مي‌دهد، تا آن كه در قيامت، در حالي كه به اندازة كوه احد شده باشد به صاحبش باز گردد. چهارم: در تمام اين ماه هزار مرتبه بگويد: «لا إِلهَ إِلَّا اللهُ، وَ لا نَعْبُدُ إِلّا إيّاهٌ مٌخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ معبودي جز خدا نيست، و نپرستيم جز او را، در حالي كه دين را براي او خالص كرديم، گرچه مشركان را خوش نيايد».

اين ذكر پاداش بسياري دارد، از جمله اينكه در نامة عملش عبادت هزار ساله بنويسند. پنجم: در هر پنجشنبة اين ماه دو ركعت نماز بجا آورد، در هر ركعت پس از سورة «حَمْد» صد مرتبه «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» خوانده و بعد از سلام نماز صد مرتبه صلوات بفرستد، تا حق‌تعالي هر حاجتي كه در امر دين و دنيا دارد روا كند، و نيز روزة هر پنجشنبه اين ماه فضيلت بسيار دارد. روايت شده است كه در هر پنجشنبة ماه شعبان آسمانها را زينت مي‌كنند، پس ملائكه عرض مي‌كنند، خداوندا! روزه‌داران اين روز را بيامرز، و دعاي آنان را اجابت فرما. در خبر نبوي است: هر كه روز دوشنبه و پنجشنبة شعبان را روزه بدارد، حق‌تعالي بيست حاجت از حوايج دنيا، و بيست حاجت از حوايج آخرت او را برآورد. ششم: در اين ماه بسيار صلوات فرستد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:9  توسط Pourdill  | 

جانم به لب رسیده جوابم نمی دهی / از جام وصل خویش شرابم نمی دهی
داغ از حرارت جگرم ناله می کند / می سوزم از فراق و تو آبم نمی دهی
از نرگس دو چشم تو بیمارم ای طبیب / یک نسخه بهر حال خرابم نمی دهی
عشق تو را به نقد جوانی خریده ام / در پیری ام بهای شبابم نمی دهی
من طفل نورسم به دبستان معرفت / آموزگار عشق کتابم نمی دهی
آه دل شکسته من ذکر نام توست / پاسخ به آه قلب کبابم نمی دهی
دارم سلام بر لب لعل تو صبح و شام / غنچه دهان ز چیست جوابم نمی دهی
شب ها به یاد روی تو در خواب می روم / تصویر روی خویش به خوابم نمی دهی
آموزگار عشق ! کتابم نمی دهی / پاسخ به آه قلب کبابم نمی دهی
تصویر روی خویش به خوابم نمی دهی

 اگر چه گنهکار عاصیم / دارم یقین ز لطف عذابم نمی دهی
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:6  توسط Pourdill  | 

آيت‌الله عبدالله جوادي آملي كه اخيرا به عنوان پركارترين نويسنده ايراني لقب گرفت، كتابي درباره امام دوازدهم شيعيان به نام «امام مهدي موجود موعود» نوشته است.
به گزارش خبرنگار فارس، اين كتاب مجموعه مباحث و نوشته‌هاي آيت‌الله جوادي آملي درباره حضرت بقية‌الله(عج) است كه با مقدمه‌اي به دوستداران امام زمان(عج) ارائه شده است.
كتاب «امام مهدي موجود موعود» با يك پيشگفتار و در سه بخش كلي سامان يافته است.
بخش نخست با عنوان امام‌شناسي به موضوع شناخت امام(عج) و بررسي ويژگي‌هاي آن مي‌پردازد.
نويسنده در بخش دوم، موضوع انتظار را مورد بررسي قرار داده و حقيقت انتظار و وظيفه منتظران را تبيين كرده است.بخش سوم كتاب نيز در بردارنده مطالبي درباره پس از ظهور امام زمان(عج) و تشكيل مدينه فاضله مهدوي است.

اين كتاب با تنظيم و تحقيق «سيدمحمد حسن مخبر» و در 320 صفحه به‌زودي توسط نشر اسراء به بازار كتاب ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:5  توسط Pourdill  | 

یک زرتشتی در کرمان به مذهب حقه تشیع گروید


این فرد که فرهنگی بازنشسته است، با 77 سال سن، مذهب شیعه اثنی عشری را برای خود برگزیده است.
یکی از پیروان آئین زرتشت در کرمان، پس از تحقیق و مطالعه پیرامون دین مبین اسلام، مسلمان شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، کیخسرو شهریاری پس از تحقیق و مطالعه فراوان پیرامون دین مبین اسلام، با حضور در دفتر امام جمعه کرمان، شهادتین را بر زبان جاری کرد و به دین اسلام گروید.
این فرد که فرهنگی بازنشسته است، با 77 سال سن، مذهب شیعه اثنی عشری را برای خود برگزیده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:3  توسط Pourdill  | 

عُمَيْره گويد كه سؤال كردم از صفوان و گفتم كه علقمة بن محمد اين دعا را براى ما از حضرت باقر عليه السلام روايت نكرد بلكه همان زيارت را حديث كرد صفوان گفت كه وارد شدم با سيّد خودم حضرت صادق عليه السلام به اين مكان پس به جا آورد مثل آنچه را كه ما بجا آورديم در زيارت و دعا كرد به اين دعا هنگام وداع بعد از اينكه دو ركعت نماز گذاشت چنانچه ما نماز گذاشتيم و وداع كرد چنانچه ما وداع كرديم پس صفوان گفت كه حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كه مواظب باش اين زيارت را و بخوان اين دعا را و زيارت كن به آن پس بدرستى كه من ضامنم بر خدا براى هركه زيارت كند به اين زيارت و دعا كند به اين دعا از نزديك يا دور اينكه زيارتش مقبول شود و سعيش مشكور و سلامش به آن حضرت برسد و محجوب نماند و حاجت او قضا شود از جانب خداى تعالى بهر مرتبه كه خواهد برسد و او را نوميد برنگردانداى صفوان يافتم اين زيارت را به اين ضمان از پدرم و پدرم از پدرش علىّ بن الحسين عليه السلام به همين ضمان و او از حسين عليه السلام به همين ضمان و حسين عليه السلام از برادرش حسن عليه السلام به همين ضمان و حسن از پدرش اميرالمؤ منين عليه السلام با همين ضمان و اميرالمؤ منين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله با همين ضمان و رسول خدا صلى الله عليه و آله از جبرئيل با همين ضمان و جبرئيل از خداى تعالى با همين ضمان و بتحقيق كه خداوند عزّوجلّ قسم خورده به ذات مقدس خود كه هركه زيارت كند حسين عليه السلام را به اين زيارت از نزديك يا دور و دعا كند به اين دعا قبول مى كنم از او زيارت او را و مى پذيرم از او خواهش او را بهرقدر كه باشد و مى دهم مسئلتش را پس بازنگردد از حضرت من با نااميدى و خَسار و بازش گردانم با چشم روشن به برآوردن حاجت و فوز به جنّت و آزادى از دوزخ و قبول كنم شفاعت او را در حقّ هركس كه شفاعت كند، حضرت فرمايد جز دشمن ما اهلبيت كه در حقّ او قبول نشود قسم خورده حقّ تعالى به اين بر ذات اقدسش و گواه گرفته ما را بر آنچه كه گواهى دادند به آن ملائكه ملكوت او پس جبرئيل گفت يا رسول الله خدا فرستاده مرا بسوى تو بجهت سرور و بشارت تو و شادى و بشارت على و فاطمه و حسن و حسين و امامان از اولاد تو عليهم السلام تا روز قيامت پس مستمرّ و پاينده باد مسرّت تو و مسرّت على و فاطمه و حسن و حسين و امامان عليهم السلام و شيعه شما تا روز رستاخيز پس صفوان گفت كه حضرت صادق عليه السلام با من فرمود اى صفوان هرگاه روى داد از براى تو بسوى خداى عزّوجلّ حاجتى پس ‍زيارت كن به اين زيارت از هر مكانى كه بوده باشى و بخوان اين دعا را و بخواه از پروردگار خود حاجتت را كه برآورده شود از خدا و خدا خلاف نخواهد فرمود وعده خود را بر رسول خود بجود و امتنان خويش وَالحَمْدُلِلّهِ،

 مؤ لّف گويد كه در نجم ثاقب در ذيل حكايت تشرّف جناب حاجّ سيد احمد رشتى به ملاقات امام عصر ارواحنا فداه در سفر حجّ و فرمايش آن حضرت به او كه چرا شما عاشورا نمى خوانيد عاشوراء عاشوراء عاشوراء


فوائد مداومت بر زيارت عاشورا

شيخ ما ثقة الا سلام نورى رحمه الله فرموده امّا زيارت عاشوراء پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه بظاهر از انشاى و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهّره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيّه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديّت جَلَّتْ عَظَمَتُه به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى نظير و لكن احسن فوايد آن كه از مواظبت آن بدست آمده فايده اى است كه در كتاب دارالسّلام ذكر كردم و اجمال آن آنكه ثقه صالح متّقى حاجّ ملاحسن يزدى كه از نيكان مجاورين نجف اشرف است و پيوسته مشغول عبادت و زيارت نقل كرد از ثقه امين حاجّ محمد على يزدى كه مرد فاضل صالحى بود در يزد كه دائماً مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شبها در مقبره خارج يزد كه در آن جماعتى از صلحا مدفونند و معروف است به مزار بسر مى برد و او را همسايه اى بود كه در كودكى با هم بزرگ شده و در نزد يك معلّم مى رفتند تا آنكه بزرگ شد و شغل عشّارى پيش گرفت تا آنكه مرد و در همان مقبره نزديك محلّى كه آن مرد صالح بيتوته مى كرد دفن كردند پس او را در خواب ديد پس از گذشتن كمتر از ماهى كه در هيئت نيكوئى است پس به نزد او رفت و گفت من مى دانم مبداء و منتهاى كار تو و ظاهر و باطن تو را و نبودى از آنها كه احتمال رود نيكى در باطن ايشان و شغل تو مقتضى نبود جز عذاب را پس به كدام عمل به اين مقام رسيدى گفت چنان است كه گفتى و من در اشدّ عذاب بودم از روز وفات تا ديروز كه زوجه استاد اشرف حدّاد فوت شد و در اين مكان او را دفن كردند و اشاره كرد به موضعى كه قريب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السلام سه مرتبه او را زيارت كرد و در مرتبه سيّم امر فرمود به رفع عذاب از اين مقبره پس حالت ما نيكو شد و در سعه و نعمت افتاديم پس ازخواب متحيّرانه بيدار شد وحدّاد را نمى شناخت و محلّه او را نمى دانست پس در بازار حدّادان از او تفحص كرد و او را پيدا نمود از او پرسيد براى تو زوجه اى بود گفت آرى ديروز وفات كرد و او را در فلان مكان و همان موضع را اسم برد دفن كردم گفت او به زيارت ابى عبداللّه عليه السلام رفته بود گفت نه گفت ذكر مصائب او مى كرد گفت نه گفت مجلس تعزيه دارى داشت گفت نه آنگاه پرسيد چه مى جوئى خواب را نقل كرد گفت آن زن مواظبت داشت به زيارت عاشوراء.

منبع :مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی خاتم المحدثین

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 7:1  توسط Pourdill  | 

دلال مغربی اولين فرمانده زن در تاريخ مبارزاتى مردم فلسطين است. وى كه در آن زمان فقط بيست سال سن داشت، حدود ده جوان هم سن و سال خود را براى يكى از جسورانه‌ترين عمليات‌هاى استشهادی رهبرى كرد و در پايان، اين گروه چريكى بعد از اينكه تلفات زيادى را از سربازان اسرائيلى گرفتند، در جاده ساحلى بين حيفا و تل‌آويو با تيم ويژه ارتش اسرائيل كه در راس آنها ايهود باراك قرار داشت، درگير شده و در نهايت جان خود را از دست دادند. اين عمليات آنقدر براى صهيونيست‌ها ذلت‌بار بود كه باراك در برابر دوربين‌هاى خبرنگاران جسد اين زن دلير را روى زمين كشاند.

دلال مغربى سال 1958 در اردوگاه صبرا در خانواده‌ای فلسطينى از شهر يافا به دنيا آمد كه به لبنان آواره شده بودند. وى تحصيلات ابتدائى را در مدرسه يعبد و تحصيلات متوسطه را در مدرسه حيفا گذراند، هر دو مدرسه وابسته به آژانس كمك‌رسانى به آوارگان فلسطينى در بيروت بودند.

وى خيلى زود در حالى كه هنوز درس مى‌خواند، وارد فعاليت‌هاى چريكى شده و آموزش‌هاى نظامى مختلفى را ديد و با استفاده از انواع سلاح آشنا شد و شيوه‌هاى جنگ چريكى را به سرعت ياد گرفت و از همان زمان به جرأت و شجاعت و روحيه انقلابى و ميهنى خود مشهور بود.

ابو جهاد وزير از سران چريك‌هاى فلسطين نام شهيد «كمال عدوان» را براى اين عمليات انتخاب كرد. وى به همراه «كمال ناصر» و «ابو يوسف نجار» از فرماندهان سازمان آزاديبخش فلسطين بودند كه در بيروت توسط باراك و تيمش ترور شدند. اين گروه همچنین به نام «دير ياسين» نيز مشهور است كه برگرفته از نام روستاى فلسطينى است كه كشتار وحشيانه‌اى در آن صورت گرفت.

عمليات جسورانه در درون سرزمین‌های اشغالی

از همان ابتدا اين گروه عمليات خود را به شکل استشهادی قرار داده بودند، اين گروه صبح روز 11 مارس 1978، سوار كشتى تجارى شدند كه از درياى مديترانه به مقصدى در شمال آفريقا حركت مى‌كرد. هنگامى كه اين كشتى روبروى ساحل سرزمين اشغال شده فلسطين قرار گرفت، اين گروه قايق‌هاى پلاستيكى خود را آهسته به دريا زده و به سمت ساحل حيفا حركت كردند. گروه دلال خود با موفقيت خود را به ساحل رساندند، قايق‌ها را مخفى كرده و به سمت جاده نظامى كنار ساحل حركت كردند و يك اتوبوس نظامى كه پر از سرباز بود و به سمت تل‌آويو حركت مى‌كرد، را متوقف كرده و كنترل آن را به دست گرفتند و به سمت تل‌آويو حركت كردند، آنها در مسيرشان به هر خودروى نظامى كه مى‌رسيدند تيراندازى مى‌كردند، و بدين وسيله تلفات زيادى را در ميان دشمن بوجود آوردند، زيرا اين جاده يك جاده نظامى بود كه براى نقل و انتقال سربازان از شهرك‌ها به تل‌آویو و بالعكس مورد استفاده قرار مى‌گرفت. بعد از دو ساعت حركت به نزديكى‌هاى تل آويو رسيدند. دولت اسرائيل كه از تلفات بالا به ستوه آمده بود يك تيم ويژه ارتش را با پشتيبانى يگان‌هایى از تانك‌ها و هلى‌كوپتر براى متوقف كردن اين اتوبوس راهى منطقه کرد. اين دسته توانست اتوبوس را در نزديكى شهرك «هرتسليا» از كار بيندازند و در آنجا جنگی حقيقى رخ داد. گروه دلال مغربى اتوبوس را منفجر كردند و به درگيرى با تيم باراك پرداختند. در اين عمليات ده‌ها سرباز اسرائيلى كشته شدند و در نهايت دلال كه نام مستعار «جهاد» را براى خود انتخاب كرده بود در راه اهداف و آرمان‌هاى خود كشته شد و از آن زمان جسد وى در قبرستانى كه به قبرستان شماره‌ها معروف است به خاك سپرده شد. قرار است جسد وى در عملیات تبادل اسرا بين حزب‌الله و اسرائيل به خاك لبنان و به زادگاهش باز گردانده شود تا همانند قهرمان‌ها از آن استقبال شود.دلال مغربی
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 6:58  توسط Pourdill  |